
نشست علمی پژوهشی «نقش حضرت زهرا (س) در صیانت از عفت و کرامت زن» با ارائه حجتالاسلام دکتر محمدصادق اخوان، مدیر گروه علمی قرآن و حدیث دانشگاه مجازی المصطفی و عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه، بهمناسبت ایام فاطمیه برگزار شد.
این نشست که به همت معاونت پژوهش دانشگاه مجازی المصطفی سامان یافته بود، محورهای «صیانت از کرامت زن» و «صیانت از عفت و حجاب زن» را از منظر سیره حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) بررسی کرد.
...........................................................
صوت نشست علمی پژوهشی استاد اخوان
متن کامل نشست علمی پژوهشی استاد اخوان
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ العالمين و صلّی الله علی سيّد المرسلين، سيّدنا و مولانا و طبيب نفوسنا أبیالقاسم المصطفی محمّد (اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد) و علی أهل بيته الطيّبين الطاهرين الذين أذهب الله عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً.
السلام عليكِ أيّتها الصدّيقة الطاهرة، بضعة المختار، روح روحي التي بين جنبيّ، الرضية المرضيّة، الزكيّة، الحوراء الإنسية، فاطمة الزهراء.
سلام و درود میفرستیم به همه سرورانی که در خدمتشان هستیم، در فضای مجازی تشریف دارند؛ و این ایام که بهنحوی پیوند خورده با یادمان بزرگبانوی جهان، حضرت صدیقه طاهره، سرور زنان اهل بهشت، سرور زنان عالم (سلام الله علیها) که مابین یادمان شهادت این بانوی بزرگوار در سیزدهم جمادیالأولی و زادروز میلاد آن حضرت در بیستم جمادیالثانی است. لذا این ایام بهنحوی متبرک شده به نام این صدیقه طاهره.
عنوان این نشست: «نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) در صیانت از عفت و کرامت زن».
ما سپاسگزاریم از دانشگاه مجازی المصطفی، ریاست محترمش، معاونت آموزش، عزیزانی که ساعی بودند برای برگزاری این جلسه، بهویژه برادر ارجمندمان جناب آقای مهدی منفرد و جناب آقای عباس آقابابا و آقای عباسی و آقای نصرتی و دیگر عزیزانی که در معاونت پژوهش این دانشگاه ارجمند مشغول خدمت هستند.
موضوعی بسیار مهم، کاربردی و سودمند انتخاب کردم: نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ یک: در صیانت از کرامت زن، دو: در صیانت از عفت زن.
قبل از آنکه وارد این دو مبحث بشویم: چرا باید ما فاطمهپژوه باشیم؟ چرا باید ما فاطمهشناس باشیم؟ فاطمهپژوهی و فاطمهشناسی برای چیست؟
وقتی که آقای ما و مولای ما، حضرت ولیعصر (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و عجّل الله تعالی فرجه الشریف) میفرماید: «وَفِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ الگوی نیکوی من، مادر من حضرت صدیقه طاهره، دخت بزرگوار پیامبر اعظم، حضرت فاطمه زهراست. امامی که مدیریت جهانیاش بهترین و گستردهترین مدیریت دوران در تاریخ بشریت خواهد بود، الگوی نیکویش در اداره آن امت، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. اگر الگوی آقای ما امام زمان حضرت زهرا باشد، پس بهطریقاولی الگوی ما در تمام عرصههای زندگی که عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی است، میبایست حضرت صدیقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) باشد.
پس هدف اینکه عزیزان پژوهش این نشست را برگزار کردند، برای مطرح شدن این بانوی بزرگ بهعنوان الگوی بشریت در تمام عرصهها و زمینههای فردی، خانوادگی و اجتماعی میباشد؛ حجتی که برای حجتهای الهی است، آنچنانکه پدر بزرگوار آقا امام زمان، حضرت امام حسن عسکری فرمود: «نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أُمُّنَا فَاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْنَا»؛ ما حجتهای خداییم بر خلایق، و مادر ما فاطمه حجت خدا بر ماست. پس ما بهصورت عمومی جامعه بشری و بهصورت ویژه جامعه بانوانمان نیازمند این الگوی نیکو و سازنده میباشیم.
بخش اول: نقش حضرت زهرا در صیانت از کرامت زن
وقتی که میگوییم کرامت زن، یعنی یک مقام ذاتی، یک مقام الهی، یک جایگاه ویژه و مستقل برای زن قائل میشویم که متأسفانه توسط امتهای پیشین، بهویژه یهودیان و به دنبال آنان مسیحیان، و متأثر از یهودیت دوره جاهلیت عربی، این کرامت و تمام ارزشهایش را پایمال کردند؛ این کرامت را در فرهنگ و قاموس اجتماعی مغفول قرار دادند، مورد غفلت قرار دادند.
قرآن کریم تصریح میکند: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»؛ ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم. و تصریح میکند که خداوند متعال همسر انسان را، همچنان که انسان را آفرید، از همان سرشت و از همان منبع او را آفرید. پس اینچنین نیست که زن از یک استخوان کج در پهلوی مرد آفریده شده باشد؛ اینها از ساختهوپرداختههای یهودیت تحریفشده است.
آنقدر شأن زن پست و پایین و بیارزش نزد یهودیان بود که حتی در کتابهای مقدس تحریفشدهشان بهویژه ملاحظه میشود اونی که باعث شد آدم از بهشت اخراج بشود و کل بشریت تاریخی پر از زحمت و شکنجه و عذاب داشته باشد، جناب زن است! خیلی جالب است، حتی اسم نمیآورد؛ میگوید «زن»! زن توسط شیطان فریفته شد؛ زن باعث شد که انسان از آسایش و راحتی و بهشت برین طرد بشود، اخراج بشود؛ پس در نتیجه امالفتن و امالفساد زن است! تا جایی که در کتابهای مقدسشان فلسفه آفرینش زن را دقیقاً در راستای فلسفه آفرینش چهارپایان میشمارند؛ یعنی مردمحوری، اصالت مرد بودن؛ و خدا برای آسایش مردان، همچنان که اسبها، قاطرها، شترها و الاغها را برای نقل و انتقال خود افراد و بارشان آفرید، برای لذت جنسی هم جانوری به نام زن آفرید! همچنان که گوسفند و گاو و شتر را برای خوردن گوشتشان، پوشیدن پوستشان و نوشیدن شیرشان آفرید، زنها را هم برای بهرهگیری جنسی آفرید! اما اگر این زنها به شکل واقعیشان که همان شکل حیوانی و بهیمی و چهارپایی است قرار میگرفتند، باعث چندش و نفرت مرد میشدند؛ پس خدا آمد یک چهره زیبایی به آنها داد؛ این در واقع یک نقاب است، این در واقع یک کاور است، این در واقع یک پوشش است، وگرنه باطن زن همان چهارپاست! این عقیده یهودیهاست و متأسفانه توسط عدهای جاهل که از اهلبیت عصمت دوری جستند، در روایتهای مسلمانها، بهویژه پیروان مکتب خلفا اثرگذار بوده است.
لذا مادر حضرت مریم (سلام الله علیها) وقتی که وضع حمل میکند، با تمام یأس و ناامیدی عرض میکند: خدایا! اینکه دختره! چونکه دختر هیچ جایگاهی در جامعه اسرائیلی، در جامعه بنیاسرائیلی، در جامعه یهودی نداشت.
و اما جاهلیت؛ خداوند متعال با یک آیه موضع جامعه جاهلی نسبت به زن و دختر را بهوضوح بیان میکند: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ»؛ اگر یکی از آنها (یعنی از کسانی که در جامعه جاهلیت زندگی میکرد) به او مژده بدهند که همسرت دختری به دنیا آورده است، دختری زاییده است، صورتش برافروخته میشد، از برافروختگی سیاه میشد و غضبناک میشد. «يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ»؛ مثل شخصی که بزرگترین جنایت و بزرگترین جرم را مرتکب شده، از مردم خودش را مخفی میکرد؛ یواشیواش و آهستهآهسته راه میرود کسی نبیندش! چرا؟ این بزرگترین ننگ تاریخ که خدا به او دختری ارزانی نموده، به پیشانیاش چسبیده است. «يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ». حالا مردد است چکارش بکند این دختر را؟ «أَيُمْسِكُهُ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ»؛ آیا این دختر را نگه دارد با پستی و ذلت و اهانت، یا او را زندهبهگور بکند؟ این جریان زندهبهگور کردن دختران در جاهلیت منشأش این است؛ یعنی زن کرامت ندارد.
اما یک فاطمه در اوایل بعثت پیامبر، ظهور دین نوپدید، پا به عرصه گیتی میگذارد. آنچنان پدر بزرگوارش، رهبر جامعه اسلامی، شخصی که نزد همگان محترم بود به او ارج مینهد که هیچ مردی نسبت به فرزندان ذکورش اینچنین ارج نمینهد! قربانش میرود: «فَدَاهَا أَبُوهَا»، «رُوحِي الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ»؛ این روح من است که در کالبد من است، فاطمه روح من است، فاطمه پاره تن من است.
با آنکه کودک بود، وارد نمیشد مگر آنکه پیامبر تمامقامت برای او بلند میشد، او را میبوسید، زیر گلویش را میبویید؛ که موجب حسادت بعضی از همسران پیغمبر میشد. خود عایشه میگوید (این روایت را هَیثَمی در مجمع الزوائد که یکی از کتب معروف روایی اهلسنت است نقل میکند): گفت فاطمه وارد شد، پیامبر (صلّی الله علیه و آله) تمامقد ایستاد، او را بغل کرد، نوازش کرد، بوسید، بویید. من گفتم: پیامبر جان! فاطمه سنش سن کودکان نیست که او را بغل بکنی، نازش را بکشی و ببوسیاش؛ فاطمه الان در سنی است که امروز و فردا خواستگارهای او پاشنه در خانه تو را از جا بکنند! این کارها زشت است با دختری که به سن زنانگی رسیده است! این روایت را عایشه دارد نقل میکند؛ عایشهای که بیشترین موضع حسودانه را نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشت.
پیغمبر فرمود: نه عایشه، این حرفها را نزن که من از فاطمه بوی بهشت به مشامم میرسد؛ «كُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى الجَنَّةِ»؛ من هر وقت مشتاق بهشت و بوی بهشت بشوم، فاطمهام را بو میکنم. تعجب میکند، عایشه میگوید آخه چه ارتباطی بین فاطمه و بوی بهشت هست؟ پیامبر میفرماید: من که به معراج رفته بودم (خب پیغمبر یقیناً معراجهای متعددی داشتهاند)، آنجا میوهای بهشتی خوردم و میوهای بهشتی به زمین آوردم، و حضرت زهرا از این میوه بهشتی که خوراک پیامبر به حضرت خدیجه (سلام الله علیهما و آلهما) بوده، نطفهاش منعقد شده است. پس فاطمه همیشه بوی بهشت میدهد؛ لذا از او تعبیر به «حوراء إنسية» میشود، یعنی حورالعینی است که از جنس بشر است، پریای است که از جنس بشر است.
لذا حضرت زهرا شد «خیر کثیر». همه شما میدانید پیامبر ذریه ذکوری از او باقی نماند؛ اگر دو یا سه فرزند ذکور داشت، در کودکی رحلت کردهاند. لذا فرهنگ جاهلی که امتیاز را به پسران میدید، از پیامبر تعبیر به «أبتر» کردند؛ یعنی دنبالهای که بتواند ادامهدهنده راه او باشد، ادامهدهنده نهضت او باشد، نخواهد داشت؛ یعنی با مرگش نام او گم خواهد شد. خدا سوره کوثر را نازل کرد: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ»؛ ما خیر کثیر، بیشترین خیر را به تو دادیم. خصوصاً با پایان آیه سوره کوثر: «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»؛ آنانی که دشمن تو هستند ابترند؛ گویای این است که این خیر کثیر یکی از بارزترین جلوههایش در ذریه است. و همه شما میدانید که ذریه پیغمبر منحصراً از حضرت صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها و علی أبیها و بعلها و المعصومین من بنیها) است. خود پیغمبر فرموده اولاد هر پیامبری از صُلب او هستند (یعنی از فرزندان ذکور او هستند)، اما «أولادي مِنْ ابْنَتِي فَاطِمَةَ»؛ اولاد من از حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستند. و آنانی که پاس داشتند ارزشهای رسالتی، ارزشهای ملکوتی، ارزشهای انسانی و ایدئال اسلام را، همین ذریه طاهره، یعنی امامان معصوم (علیهم صلوات الله و السلام) بودند.
لذا فاطمه جایگاهش جایگاه متفاوتی میشود و این بخشیدن کرامت به انسان است، آنچنانکه جایگاه مریم جایگاهی است که میشود: «وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثَىٰ»؛ یعنی مرد به درجه این زن نمیرسد و نخواهد رسید! زنی مانند مریم وعدههای غذایش از مطبخ الهی میآید: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ»؛ با کمال ناباوری جناب آقای زکریا، پیامبر بزرگ آن زمان متوجه میشد که طَبَق طعامی که پیش مریم است، از سنخ طبق طعام نه کاخهای شاهان است و نه مطبخهای خسروان و قیصران! از کجا آمده این؟ مریم میفرماید: از جانب خداست، که خدا اگر بخواهد به کسی روزی بدهد، فراوان و بیحدوحصر میدهد.
مریم آمد تا کرامت انسانی را… و در جامعه در واقع به اعرابی که در قساوت نظیر نداشتند، جامعههایی که تمام قوانینش تبعیضآمیز بود (یعنی جامعه پارسیان و جامعه رومیان آن زمان، آن دو تمدن بزرگ و دو امپراتوری بزرگ)، فاطمه آمد تا ایجادکننده هماهنگی کامل بین ارزشهای دینی یک زن یعنی عفاف و حجاب، و بین قبول مسئولیت هوشمندانه زن در جامعه باشد. بانوان، حضور آگاهانه و هوشمندانه بانوان در عرصههای اجتماعی و سیاسی و تربیتی در واقع توسط حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نهادینه شد. فاطمه به عالم فهماند که حجاب و عفاف برای حضور اجتماعی بانوان نه فقط محدودیتی ایجاد نمیکند، بلکه حرمت، کرامت و نقش سازنده بانوان در تمام عرصههای زندگی، عرصههای اجتماعی، عرصههای سیاسی، اقتصادی و آموزشی توسط همین عفاف و حجاب تضمین میشود.
فاطمه و ما أدراک ما فاطمه! فاطمه صدای رسا و بانگ بلند تاریخ انبیا، تاریخ اولیا برای حضور سازنده و انقلابی و ارجمند بانوان همدوش آقایان در دفاع از ارزشهای دینی، ارزشهای انسانی، در دفاع از دین و ولایت و عدالت میباشد.
بخش دوم: صیانت آن حضرت از عفت و حجاب زن
پس ما با بیان نقش ارزشمند و گرانقدر حضرت صدیقه طاهره در صیانت از کرامت زن بلکه کرامت انسان، وارد صیانت آن حضرت از عفت و حجاب زن شدیم.
رفتارهای صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بعد از رحلت پدر گرامیاش، پدر بزرگوارش (صلّی الله علیه و آله) در آن بازه زمانی کوتاه (حداکثر شاید نود روز حضرت زهرا بعد از رحلت پیامبر اعظم بیشتر حیات نداشت)، در آن بازه زمانی کوتاه و در آن مقطع کوتاه این حقیقت را بهوضوح برای تمام تاریخ، برای همگی جهانیان اعلام میکند، رسانهای میکند که حضور زنان در جامعه حتی در سطوح حساس سیاسی با رعایت شئونات عفاف و حجاب، شئونات دینی و شئونات اسلامی نه اینکه تنها اشکالی ندارد، بلکه یک ضرورت دینی و یک ضرورت اجتماعی میباشد.
با آن حضور برازنده در عالیترین سطحهای جامعه، حضرت زهرا برای ما ثابت کرد که حجاب گذشته از آنکه مظهر آراستگی و عفاف و حیا و پاکدامنی زن هست، مظهر عزت، استقلال، کرامت، ارجمندی و شکوهمندی و بزرگواری زنان و بانوان میباشد.
بنده در این ایام حساس، در این ایام خاص بر خودم واجب میدانم که نمونههایی از الگوگیری نجیبترین، پاکدامنترین و مقاومترین ملت تاریخ، یعنی ملت قهرمان ایران، ملت قهرمان دو امام: حضرت آیتاللهالعظمی روحالله موسوی خمینی و حضرت آیتاللهالعظمی شهید سید علی حسینی خامنهای؛ امتی که امروز به دنبال وارث این دو امام، یعنی حضرت آیتالله آقا سید مجتبی حسینی خامنهای، بیش از هشت ماه روز و شب بزرگترین حماسههای تاریخ را میسازند، بزرگترین حماسههای تاریخ را ارائه میدهند؛ تمام جهانیان انگشت به دهان در مقابل مقاومت و حضور اجتماعی این خیل بزرگ زنان این امت فاطمه و زینب، این امت حضرت معصومه؛ منجمله زمانی که ما در زیر شدیدترین بمبارانهای دو جنگ خائنانه و ظالمانه جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه بودیم، در تشییع شهدا، در ارجمند داشتن روزهای بزرگی مانند روز جهانی قدس، حضور بانوان با تمام طیفها، گرایشها و صنفها بهمراتب پررنگتر و جلوهدارتر از حضور آقایان و مردان بود.
بانوانی که عزیزان خودشان را، جگرگوشههای خودشان را در فاجعههایی شبیه فاجعه کربلا، در کربلای میناب و کربلای ایران تقدیم جگرگوشه حضرت رباب و آقا اباعبدالله یعنی حضرت علیاصغر کردند؛ تقدیم رقیهها و خردسالانی که در تاریخ نهضت و جهاد، خون پاکشان برای آبیاری درخت استقامت و ایمان و ولایت و عزت و کرامت انسانی توسط پیامبران بزرگ و امامان باعظمت کاشته شد.
ما وقتی که به دیدار این خانوادهها میرویم یا مصاحبههای آنها را در صداوسیما میشنویم، واقعاً احساس افتخار میکنیم که خدا به ما نعمت زندگی در عصر این بانوان بزرگ عنایت فرمود. اگر آن پیر بزرگ عرصه ایمان و شهادت و جهاد، یعنی حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) میفرمود: نقش بانوان در پیروزی انقلاب اسلامی اگر بیشتر از نقش آقایان نبود کمتر نبود؛ ما با چشمان خودمان دیدیم چگونه این زنان مبارز با دستهای خالی، با کودکان شیرخوارهشان به عرصه خیابانها آمدند و در مقابل گلولهها، مسلسلها، زرهپوشهای نوکران صهیونیسم و امپریالیسم جهانی و گارد شاهنشاهی با شجاعتی زینبگونه، با صلابتی فاطمهگونه ایستادند و شعار دادند و شهید تقدیم این انقلاب کردند، و در مدت کوتاهی پاداش خودشان را از خدای این انقلاب، خدای فاطمه و زینب گرفتند و این انقلاب مبارک به پیروزی رسید.
از پا نیفتادند؛ در تمام عرصهها از هفتههای اول پیروزی انقلاب: جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، بسیج مستضعفان، عرصههای تبلیغاتی در مساجد و تکیهها، و در دفاع از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران در مقابل نوکران و جیرهخواران شرق و غرب در سالهای ۵۸ و ۵۹ و ۶۰ حماسهها آفریدند. در هشت سال جنگ تحمیلی شاهد صلابتهایی بودیم؛ واقعاً فاطمهها برای ما عرض اندام میکردند، زینبها در مقابل ما ظاهر میشدند؛ اینها دختران واقعی خمینی و خامنهای بودند، اینها پیروان حقیقی فاطمه و زینب بودند.
و در این شبها در بستر خیابانها و میادین شهرها، میلیونها از دختران فاطمه و زینب را میبینیم. باز هم میگویم و با افتخار میگویم که حضور بانوان در این حماسه جدید در برابر قویترین و تا دندان مسلحترین دشمن بشریت و انسانیت، یعنی اسرائیل غاصب و آمریکای جهانخوار (شیطان بزرگ)، باز هم میبینیم گوی سبقت را بانوان ربودند. اگر این زن بود که بعد از رحلت پیغمبر شد فریادگر، خواهان عدالت، خواهان ولایت، خواهان حرمت، خواهان حفظ ارزشهای ابراهیمی و موسوی و عیسوی، ارزشهای الهی و محمدی بود؛ این زن بود، یعنی فاطمه بود؛ امروز هم میبینیم آنانی که فریادی میکشند، شعار میدهند و این عرصه را داغ نگه میدارند و باعث لرزه بر قویترین و دژخیمترین خونخواران جهان میشوند، باز هم همین بانوان و زنان هستند.
پس فاطمه و زینب الگوی نیکوی ما هستند و مردان میبایست اینچنین ایمان و شجاعت و پایداری و استقامت را از بانوان بیاموزند. و چه مردانی بودند که در ایام انقلاب و ایام جنگ تحمیلی توسط همین بانوان تشویق شدند و به سمت دفاع از ارزشهای اسلامی و ارزشهای انقلابی به عرصههای جهاد و مقاومت شتافتند.
بنده به همین مقدار اکتفا میکنم و از خداوند مسألت میکنم: خدایا! به حق فاطمه، به حق پدر فاطمه، به حق علی همسر فاطمه، به حق حسن و حسین و زینب فرزندان فاطمه؛ خدایا به حق مهدی فاطمه، هرچه سریعتر پیروزی قاطع لشکریان فاطمه، لشکریان فرزندان فاطمه، لشکریان پدر و همسر فاطمه را به عالمیان نشان بده! ذلت، خواری و پستی دشمنان شیعیان فاطمه، دشمنان پیروان فاطمه، دشمنان دین فاطمه، دشمنان انسانیت، آمریکا و اسرائیل را رقم بزن!
اگر عزیزانی که در فضای مجازی ما در خدمتشان هستیم… که بنده مجدداً خدمت این سروران عزیز کمال تشکر و سپاس را دارم و همچنین عزیزانی که در برگزاری این جلسه [تلاش کردند]، برادران ارجمند: جناب آقای منفرد، جناب آقای عباسی، جناب آقای نصرتی، آقای آقابابا؛ باز هم کمال سپاس و تشکر را دارم. و اگر فرمایشی عزیزان دارند استفاده میکنیم و در خدمت آنها هستیم.
سؤالی نیست؟ خب ظاهراً میفرمایند که سؤالی نیست؛ یا به علت همین اختلالی که در میز کار در اول برنامه ایجاد شده، بقیه نتوانستند مشارکت فعالی داشته باشند و ما از مشارکت آنها محروم بودیم.
ما همه عزیزان را به خدای واحد احد میسپاریم. «وَ آخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و صلّی الله علی محمّد و أهل بيته الطاهرين.
