استاد پورکیوان: هجوِ بازدارنده به عنوان ابزاری رسانه‌ای برای شکستن روحیه دشمن، نه‌تنها جایز، بلکه امری لازم و سازنده است.

آبان 09, 1405
بازدید: 59

 

 

نشست علمی-پژوهشی با عنوان «طنز و هجو رسانه‌ای از دیدگاه فقه امامیه» با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین استاد فرهاد پورکیوان برگزار شد.

در این نشست، استاد پورکیوان با اشاره به گسترش محتواهای طنز و سرگرمی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بر ضرورت تبیین معیارهای فقهی در انتشار این‌گونه مطالب تأکید کرد و افزود: انتشار بی‌محابای محتواهایی که منجر به هتک حیثیت یا ترویج لودگی شود، مصداق بارز «إعانه بر اثم» (یاری رساندن در گناه) است.

وی با تفکیک میان مفاهیم «هجو»، «طنز»، «فکاهی» و «هزل»، تصریح کرد: اصل اولی در اسلام نسبت به مؤمنان، حرمت هجو و تخریب شخصیت است؛ اما در خصوص جریان‌های معاند، کفار حربی و شخصیت‌های مستکبر مانند ترامپ و نتانیاهو، با استناد به سیره نبوی (ص) و روایات تاریخی (نظیر دستور پیامبر به حسان بن ثابت)، هجوِ بازدارنده به عنوان ابزاری رسانه‌ای برای شکستن روحیه دشمن، نه‌تنها جایز بلکه در صورت توانمندی رسانه‌ای، امری لازم و سازنده است.

سخنران نشست همچنین دوربین مخفی‌های تحقیرآمیز، تمسخر اقوام و ترویج فساد را از مصادیق حرمت دانست و طنزِ اصیل و مشروع را به «چاقوی جراحی» تشبیه کرد که رسالت آن درمان و اصلاح جامعه است، نه تخریب و آزار انسان‌ها.

 

گزارش کامل نشست علمی «طنز و هجو رسانه‌ای از دیدگاه فقه امامیه»

ارائه دهنده: حجت‌الاسلام و المسلمین استاد فرهاد پورکیوان

۱. مقدمه و ضرورت بحث

...مصادیق و استدلالیاتی که در اینجا وجود دارد را باید تبیین کنیم. به‌ویژه در بحث طنز، دوربین مخفی و مواردی که در فضای مجازی بسیار شایع است، باید در مبادی سخن به آن توجه کنیم. ما به دنبال ترسیم معیاری روشن برای متدینین هستیم تا بدانند در مواجهه با محتوای فضای مجازی، چه زمانی انتشار یک مطلب مصداق حرمت (إعانه بر اثم) است و چه زمانی جایز است. بسیاری به دلیل هیجانِ خنده، فکر می‌کنند انتشار محتوای طنز برای دیگران پسندیده است، در حالی که این امر ممکن است منجر به هتک حیثیت افراد شود. این مسئله بسیار مهم است و باید با دقت فقهی بررسی شود.

۲. تعریف مفاهیم و ضرورت آن

پیش از ورود به استدلال‌های روایی، تعریف مفاهیم ضروری است. طنز، هجو، فکاهی، لطیفه، کاریکاتور و هزل، در ارتکاز ذهنی افراد وجود دارد، اما برای استدلال فقهی باید مرزها مشخص باشد:

  • هجو (Invective): در لغت به معنای برشمردن عیب‌ها، سرزنش، مذمت و بدگویی است. در اصطلاح ادبی، شعری غنایی با «نقد گزنده و دردانگیز» است. هجو اگرچه فحاشی نیست، اما اگر به دشنام و ریشخند بینجامد، حکم شرعی خاص خود را دارد.
  • اختلاف در هجو مؤمن: در فقه شیعه، نسبت به اینکه “مؤمن” کیست و آیا همه مخالفان از دایره ایمان خارج‌اند یا خیر، اختلاف مبنایی وجود دارد. اما در خصوص «ناصبی‌ها» (دشمنان اهل‌بیت)، تردیدی در جوازِ توبیخ و هجو آن‌ها نیست و این بحث از شبهات مصداقیه خارج است.

۳. هجو در سیره نبوی و کارکرد رسانه‌ای آن

در جواهر الکلام (ج ۲۲، ص ۶۰-۶۱) و سنن بیهقی (ج ۱۰، ص ۲۳۸) آمده است که پیامبر (ص) به حسان بن ثابت دستور دادند مشرکان را هجو کند و فرمودند: «إنه أشدّ عليهم من رشق النبل» (این هجو برای آنان از پرتاب تیر سخت‌تر است).

این یک معیار است؛ یعنی در مواردی که باید روحیه دشمن (مانند ترامپ یا نتانیاهو) تخریب شود و دفع فساد صورت گیرد، نه تنها هجو جایز است، بلکه اگر هنرمندان توانمند باشند، این امر می‌تواند به یک «تکلیف شرعی» تبدیل شود. اما در مقابل، نسبت به مؤمنان، اصل اولی «حرمت» است، چنان‌که امام صادق (ع) نیز از قذف و افترا به مخالفان نهی فرمودند.

۴. گونه‌شناسی طنز، فکاهی و لطیفه

  • لطیفه و طنز: لطیفه یک سخن هنری است که بیان آن ذوق می‌طلبد. اما غرضِ متکلم، جهتِ آن را تعیین می‌کند؛ آیا برای «خنده» است (فکاهی) یا برای «نقدِ تلخی‌های جامعه» (طنز)؟
  • مثال تاریخی: در ملاقات شیخ بهایی (العاملی) با شاه سلیمان، شاه با استفاده از یک بازی زبانی (طعنه) خواست شیخ را تحقیر کند، اما شیخ با پاسخی درجا، عملیات روانی شاه را خنثی کرد و تبعات کار به خود شاه بازگشت. این «هجو مقبول» است که شلاقی بر غرور بیجا و خودخواهی است.
  • دوربین مخفی: اگر دوربین مخفی منجر به افشای عیوب شخصی، تحقیر فرد یا اشاعه فحشا شود، حرام است. اما اگر پرسش‌های عمومی و بی‌خطر باشد، اشکالی ندارد.
  • کاریکاتور و مبالغه: در کاریکاتور، مبالغه برای رسا کردن کلام است. این مبالغه «کذب اصطلاحی» نیست، بلکه از باب تشبیه و کنایه (الکنایة أبلغ من التصریح) است و احکام حرمتِ دروغ بر آن بار نمی‌شود.

۵. معیارهای تشخیص «لهو» (سرگرمیِ مذموم)

برای تشخیص اینکه یک برنامه کمدی یا سرگرم‌کننده، «لهوِ حرام» است یا خیر، این سه معیار را لحاظ کنید:

  1. ماهیتِ صرفاً سرگرم‌کننده: آیا این برنامه فقط برای اتلاف وقت است؟
  2. بازدارندگی از وظایف: آیا انسان را از امور مهم و سازنده (تحصیل، کسب‌وکار حلال، عبادت) باز می‌دارد؟
  3. عدم غرض عقلایی: آیا محتوا تهی از هرگونه هدف عقلایی یا شرعی است؟

اگر محتوا (مثلاً فیلم کمدی) ترویج فساد، لودگی یا تمسخر اقوام (که منجر به وَهن و کدورت می‌شود) باشد، حرام است. اما اگر در راستای اصلاح جامعه باشد، مطلوب است.

۶. کلام پایانی: طنز به مثابه چاقوی جراحی

باید به دیدگاه امام خمینی (ره) و کیومرث صابری (گل‌آقا) توجه کرد که طنز را «چاقوی جراحی» می‌دانستند، نه «چاقوی آدم‌کشی». طنزِ اصیل، کلامی جدی برای تفهیم حقیقت بدون تلخی است. چنان‌که پیامبر (ص) فرمودند: «إني لأمزح ولا أقول إلا حقاً» (شوخی می‌کنم، اما جز حق نمی‌گویم).

هر کجا طنز، شوخی و سرگرمی از دایره «حق» خارج شد و به استخفاف (خوار کردن) مؤمنان یا اشاعه فساد کشیده شد، مرز شرعی رد شده است. هنرمندان باید بدانند که طنز ابزاری برای تزکیه و اصلاح جامعه است، نه ابزاری برای مردم‌آزاری.